توضیحات
.
مسئله اصلی؛ یک برند، چندین هویت
یکی از نخستین چالشهای طراحی سایت هلدینگ، ایجاد تعادل میان برند مادر و شرکتهای زیرمجموعه است.
هر شرکت ممکن است هویت بصری، خدمات، مشتریان و حتی ادبیات خاص خود را داشته باشد. در عین حال، همه آنها بخشی از یک مجموعه بزرگتر هستند و باید ارتباطشان با برند مادر برای مخاطب قابل درک باشد.
اگر این رابطه بهدرستی طراحی نشود، سایت یا بیش از حد متمرکز بر برند مادر خواهد شد و شرکتهای زیرمجموعه به حاشیه میروند، یا آنقدر پراکنده خواهد بود که مخاطب دیگر ارتباط میان شرکتها و هلدینگ را متوجه نمیشود.
بنابراین یکی از مهمترین تصمیمها در ابتدای پروژه این است که مشخص شود مرز میان هویت مستقل شرکتهای زیرمجموعه و هویت یکپارچه هلدینگ کجاست.
معماری اطلاعات؛ مهمتر از ظاهر سایت
در یک سایت ساده ممکن است بتوان ساختار صفحات را در مدت کوتاهی مشخص کرد. اما وقتی تعداد شرکتها، پروژهها، خدمات و محتوا افزایش پیدا میکند، طراحی منو و صفحات به یک مسئله جدی تبدیل میشود.
در سایتهای هلدینگی، معماری اطلاعات باید بهگونهای باشد که کاربر بتواند بدون شناخت قبلی از ساختار سازمان، مسیر موردنظر خود را پیدا کند. ساختار چندسطحی برای شرکتها و زیرمجموعهها یکی از راهکارهای رایج در چنین پروژههایی است.
برای مثال، کاربر باید بتواند بهسادگی به این مسیر برسد:
هلدینگ ← حوزه فعالیت ← شرکت زیرمجموعه ← خدمات یا پروژهها
بدون اینکه مجبور باشد چندین منوی پیچیده یا صفحه نامرتبط را پشت سر بگذارد.
آیا هر شرکت زیرمجموعه باید سایت جداگانه داشته باشد؟
این یکی از تصمیمهای مهم در پروژههای هلدینگی است و پاسخ واحدی برای همه مجموعهها وجود ندارد.
در بعضی هلدینگها، یک وبسایت مرکزی میتواند اطلاعات همه شرکتها را مدیریت کند. در این مدل، هر شرکت زیرمجموعه صفحه یا بخش اختصاصی خود را دارد، اما مدیریت اصلی محتوا در یک بستر انجام میشود.
در مجموعههای دیگر، شرکتهای زیرمجموعه آنقدر مستقل هستند که هرکدام به سایت اختصاصی خود نیاز دارند. در این حالت، سایت هلدینگ باید نقش برند مادر و دروازه ورود به مجموعه شرکتها را ایفا کند.
انتخاب میان این دو مدل باید بر اساس ساختار حقوقی، میزان استقلال شرکتها، تفاوت حوزه فعالیت و نیازهای ارتباطی مجموعه انجام شود؛ نه صرفاً بر اساس تعداد شرکتها.
چالش مدیریت محتوا در یک مجموعه بزرگ
وقتی دهها شرکت زیرمجموعه در یک پلتفرم قرار میگیرند، مدیریت محتوا به یکی از چالشهای اصلی تبدیل میشود.
چه کسی باید اخبار هر شرکت را منتشر کند؟
چه کسی اطلاعات شرکتها را بهروزرسانی میکند؟
آیا مدیر هر شرکت باید به تمام بخشهای سایت دسترسی داشته باشد؟
آیا انتشار برخی محتواها نیازمند تأیید ستاد مرکزی است؟
این پرسشها نشان میدهد که یک سایت هلدینگ حرفهای به سیستم مدیریت محتوایی نیاز دارد که سطوح دسترسی و نقشهای مختلف را بهدرستی مدیریت کند.
در این مدل، مدیر هر شرکت میتواند فقط بخش مربوط به خود را مدیریت کند، در حالی که مدیران هلدینگ کنترل کلی ساختار و محتوای مجموعه را در اختیار دارند.
یکپارچگی بدون از بین بردن استقلال
یکی از اشتباهات رایج این است که برای ایجاد یکپارچگی، همه شرکتها مجبور شوند دقیقاً با یک ساختار و قالب فعالیت کنند.
یکپارچگی لزوماً به معنای یکسان بودن نیست.
ممکن است شرکت پتروشیمی، شرکت سرمایهگذاری و شرکت ساختمانی یک هلدینگ نیازهای محتوایی کاملاً متفاوتی داشته باشند. بنابراین بهتر است زیرساخت مشترک باشد، اما امکانات و ساختارهای موردنیاز هر مجموعه قابلیت انعطاف داشته باشند.
این رویکرد باعث میشود هلدینگ یک سیستم منسجم داشته باشد، بدون اینکه تفاوتهای واقعی شرکتهای زیرمجموعه از بین برود.
تجربه کاربری برای مخاطبان مختلف
سایت یک هلدینگ معمولاً مخاطبان بسیار متنوعی دارد؛ سرمایهگذاران، مشتریان، کارکنان، مدیران، رسانهها، پیمانکاران و حتی شرکتهای متقاضی همکاری ممکن است با اهداف کاملاً متفاوت وارد سایت شوند.
به همین دلیل، صفحه اصلی نباید صرفاً مجموعهای از اخبار و تصاویر باشد.
کاربر باید بتواند در همان ابتدای ورود تشخیص دهد:
- این هلدینگ در چه حوزههایی فعالیت میکند؟
- چه شرکتهایی زیرمجموعه آن هستند؟
- هر شرکت چه فعالیتی دارد؟
- پروژهها و دستاوردهای اصلی مجموعه چیست؟
- اطلاعات موردنظر را از کجا باید پیدا کند؟
این موضوع اهمیت طراحی مسیرهای کاربری را در پروژههای هلدینگی چند برابر میکند.
نمایش شرکتهای زیرمجموعه؛ فراتر از یک لیست ساده
یکی از بخشهایی که معمولاً در سایتهای هلدینگ به شکل ساده طراحی میشود، بخش شرکتهای زیرمجموعه است.
قرار دادن چند لوگو کنار هم، اطلاعات چندانی به مخاطب نمیدهد.
میتوان این بخش را بر اساس حوزه فعالیت، موقعیت جغرافیایی، نوع کسبوکار یا ساختار سازمانی دستهبندی کرد. برای هر شرکت نیز میتوان صفحهای اختصاصی شامل معرفی، حوزه فعالیت، پروژهها، اخبار و اطلاعات ارتباطی در نظر گرفت.
در مجموعههای بزرگ، حتی میتوان از نمایشهای تعاملی مانند ساختار درختی یا نقشه برای نشان دادن ارتباط میان شرکتها استفاده کرد. نمونههای حرفهای طراحی سایت هلدینگ نیز از ساختارهای تصویری و سلسلهمراتبی برای نمایش شرکتهای زیرمجموعه استفاده میکنند.
دادههای هلدینگ باید قابل مقایسه باشند
یکی دیگر از ظرفیتهای مهم سایتهای هلدینگ، نمایش دادهها و شاخصهای کلیدی مجموعه است.
تعداد شرکتها، تعداد کارکنان، پروژههای اجراشده، حوزههای فعالیت، گستره جغرافیایی و سایر شاخصهای قابل انتشار میتوانند تصویری روشنتر از ابعاد مجموعه ایجاد کنند.
اما نکته مهم این است که این دادهها باید استاندارد و قابل اعتماد باشند. اگر هر شرکت اطلاعات خود را با روش متفاوتی ارائه کند، مقایسه یا تحلیل آنها دشوار خواهد شد.
بنابراین طراحی ساختار داده باید همزمان با طراحی سایت مورد توجه قرار گیرد.
وقتی سایت هلدینگ باید به پورتال تبدیل شود
در برخی پروژهها، نیازهای مجموعه فقط به اطلاعرسانی محدود نمیشود.
اگر قرار باشد مدیران شرکتهای زیرمجموعه گزارش ارائه کنند، کارکنان به خدمات داخلی دسترسی داشته باشند، اسناد میان شرکتها گردش پیدا کند یا اطلاعات مدیریتی در یک محیط مشترک جمعآوری شود، دیگر با یک وبسایت اطلاعرسانی ساده روبهرو نیستیم.
در چنین شرایطی، معماری پروژه باید از ابتدا امکان تبدیل سایت به یک پورتال سازمانی و مدیریتی را در نظر بگیرد.
این موضوع بهخصوص برای هلدینگهایی اهمیت دارد که میخواهند در آینده سامانههای داخلی، داشبوردهای مدیریتی یا فرایندهای الکترونیکی را نیز به زیرساخت دیجیتال خود اضافه کنند.
امنیت و سطح دسترسی در ساختار چندشرکتی
در یک سایت معمولی ممکن است مدیریت محتوا توسط چند کاربر انجام شود، اما در یک هلدینگ تعداد کاربران مدیریتی و سطح دسترسیها بسیار بیشتر است.
مدیر ارشد هلدینگ، مدیر شرکت زیرمجموعه، مسئول روابط عمومی، مدیر محتوا و اپراتورهای مختلف، هرکدام باید دسترسی متفاوتی داشته باشند.
به همین دلیل، مدیریت نقشها و سطح دسترسی باید بخشی از معماری سیستم باشد، نه قابلیتی که در مراحل پایانی پروژه به آن اضافه شود.
طراحی هلدینگ باید برای رشد آینده آماده باشد
ممکن است هلدینگ امروز پنج شرکت زیرمجموعه داشته باشد و چند سال بعد این تعداد به پانزده یا سی شرکت برسد.
اگر ساختار سایت از ابتدا برای رشد طراحی نشده باشد، اضافه شدن هر شرکت جدید میتواند باعث پیچیده شدن منوها، افزایش بینظمی محتوا و دشوار شدن مدیریت سیستم شود.
به همین دلیل، مقیاسپذیری در پروژههای هلدینگی اهمیت زیادی دارد.
سیستم باید بتواند بدون تغییرات اساسی، شرکت جدید، حوزه فعالیت جدید، زبان جدید یا حتی یک ساختار محتوایی متفاوت را به مجموعه اضافه کند.
طراحی سایت برای هلدینگها را نمیتوان با همان رویکرد طراحی یک سایت شرکتی معمولی انجام داد. این پروژهها با ساختاری چندلایه، مخاطبان متنوع، شرکتهای متعدد و حجم بالایی از اطلاعات روبهرو هستند و به همین دلیل، قبل از طراحی ظاهر سایت باید معماری کلی آنها مشخص شود.
یک سایت موفق برای سازمانهای چندشرکتی باید بتواند سه نیاز را همزمان پاسخ دهد:
هویت واحد هلدینگ را حفظ کند، استقلال شرکتهای زیرمجموعه را نشان دهد و دسترسی به اطلاعات را برای مخاطب ساده کند.
در کنار این موارد، مدیریت متمرکز محتوا، سطح دسترسی مناسب، ساختار قابل توسعه، امکان اتصال به سامانههای سازمانی و آمادگی برای تبدیل شدن به یک پورتال، عواملی هستند که میتوانند یک وبسایت معمولی را به زیرساخت دیجیتال واقعی یک هلدینگ تبدیل کنند.
در نهایت، طراحی سایت هلدینگ فقط طراحی چند صفحه برای چند شرکت نیست؛ طراحی یک معماری دیجیتال برای نمایش، مدیریت و توسعه یک مجموعه بزرگ است.