چرا انتخاب فناوری تا این اندازه اهمیت دارد؟ در پروژههای کوچک، معمولاً هر فناوری میتواند پاسخگو باشد. اما در پروژههای بزرگ و سازمانی، یک انتخاب نادرست میتواند سالها سازمان را با محدودیت، هزینه و پیچیدگی درگیر کند. فناوری فقط ابزار پیادهسازی نیست؛ بلکه زبان تفکر، معماری و پایهی آیندهی سیستم محسوب میشود. زمانی که پورتالی برای هزاران کاربر طراحی میشود، باید از همان ابتدا بر بستری ساخته شود که توان رشد، تغییر و مواجهه با پیچیدگیهای آینده را داشته باشد. معیارهای کلیدی در انتخاب فناوری تصمیمگیری دربارهی فناوری نباید بر اساس مد روز یا محبوبیت مقطعی انجام شود. سازمانهای حرفهای، انتخاب فناوری را بر پایه معیارهای مشخص و بلندمدت انجام میدهند. ۱. مقیاسپذیری (Scalability) آیا فناوری انتخابی میتواند در آینده پاسخگوی افزایش تعداد کاربران، حجم داده و پیچیدگی فرایندها باشد؟ معماریهای ماژولار، سرویسمحور و مبتنی بر تفکیک لایهها، در این زمینه برتری قابل توجهی دارند. ۲. امنیت امنیت برای سایتها و پورتالهای سازمانی یک الزام حیاتی است. انتخاب فناوریهایی که با استانداردهای امنیتی مانند OWASP سازگارند و امکان پیادهسازی کنترلهای امنیتی پیشرفته را فراهم میکنند، نقش تعیینکنندهای در کاهش ریسک دارد. ۳. توسعهپذیری و نگهداری کدی که امروز نوشته میشود، باید سالها قابل توسعه و نگهداری باشد. خوانایی کد، ساختار منظم و مستندسازی مناسب، باعث میشود توسعههای آینده پرهزینه و پرریسک نشوند. ۴. جامعه توسعهدهندگان و پشتیبانی فناوریهایی که جامعهی فعال و گسترده دارند، در طول زمان منابع آموزشی بیشتر، کتابخانههای تکمیلی و پشتیبانی فنی بهتری ارائه میدهند. این موضوع، وابستگی سازمان به افراد محدود را کاهش میدهد. ۵. سازگاری با زیرساختهای موجود سازمان فناوری انتخابی باید امکان یکپارچگی آسان با سامانههای موجود سازمان مانند ERP، CRM و سایر سیستمهای داخلی را داشته باشد. عدم سازگاری، یکی از دلایل اصلی افزایش هزینه و پیچیدگی در پروژههای سازمانی است. تجربه پروژههای بزرگ چه چیزی را نشان میدهد؟ تجربه عملی پروژههای بزرگ نشان میدهد بسیاری از سازمانها پس از چند سال ناچار به بازنویسی کامل وبسایت یا پورتال خود شدهاند؛ نه بهدلیل ضعف طراحی ظاهری، بلکه بهخاطر محدودیت فناوری اولیه. در مقابل، سازمانهایی که از ابتدا بر پایه فناوریهای مقیاسپذیر و معماریهای اصولی مانند .NET Core، Node.js، React یا Microservice کار کردهاند، توانستهاند سیستم خود را بهصورت تدریجی، بدون توقف و با هزینه نگهداری کمتر توسعه دهند. توازن میان نیاز واقعی و پیچیدگی فنی یکی از اشتباهات رایج در پروژههای سازمانی، تمایل به استفاده از پیچیدهترین و پرامکاناتترین فناوریهاست. در حالیکه بهترین انتخاب، همیشه پیچیدهترین گزینه نیست؛ بلکه سادهترین فناوریای است که بتواند نیازهای فعلی و آینده پروژه را بهدرستی پاسخ دهد. شناخت دقیق نیازهای سازمان، مهمتر از دنبالکردن ترندهای زودگذر دنیای فناوری است.